سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

775

تاريخ ايران ( فارسى )

حالت ايران تحت خلفاى بنى اميه ما در اين فصل تاريخ ايران را از اين حيث كه جزء امپراطورى عرب بود تا جائى كه ممكن ميشد بيان كرديم ، در يك دوره و عصرى كه استبداد و ظلم‌وجور عموميت داشت و اشخاص ظالم و جورپيشه‌اى مانند حجاج از جانب خليفه حكومت داشتند مسلم است كه با ايرانيها خيلى بد سلوك ميشده است . حتى حالت آنها در اين عصر ابدا طرف مقايسه با زمان خلفاى اوليهء اسلام نبوده كه حامى عدل‌وداد و رافع ظلم‌وجور بوده‌اند . در اينجا بايد دانست كه اهل خراسان در انقراض سلسلهء بنى اميه عامل خيلى مؤثر و قوى بوده‌اند . در ميان مردم اين سرزمين بوده است كه نواب عباسيان توانستند صميمىترين و فداكارترين افراد را پيدا كنند . مخصوصا در همين روزهاى مهم تماشائى مىبينيم كه براى خدمت بيك شخص اجنبى كه ابدا ملاقات هم نشده است اشخاصى از اهل اين قطعه دست از جان و مال خود كشيده و آخرين درجهء صميميت و فداكارى را دربارهء وى بروز دادند . حرارت و جوشى كه در پيروان پرچم سياه وجود داشت همان بود كه در فوق اشاره شد و لذا بر سپاه شام غالب آمدند كه حس و حرارتشان نسبت به خليفه سلب شده و جز منافع شخصى يا نهايت عشيره‌اى منظور ديگرى نداشتند و بنابراين مظفريت و پيشرفتى كه براى اهل خراسان حاصل شد ميتوان از حيثى آن را جزو نهضت ملى شمرد كه از ناحيهء مردم جفاديده ناشى شده است . زيرا آنها بايد حس كرده باشند كه در تمام آن چيزهائى كه در تمدن و تهذيب لازم و ضرورى است بر اربابان خود يعنى اعراب مزيت و برترى دارند .